علی اکبر لطیفیان

داغ تنهایی تو بر جگر من مانده

بازگشت
داغ تنهایی تو بر جگر من مانده
از دم خیمه به گودال مرا گریانده
 
فکر آن بوسه ی زیر گلویت بودم که
چشم واکردم و دیدم که برت گردانده
 
بالای سرت رسید و دستش پُر بود
با پا بدن پاک تورا چرخانده
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید