سعید خرازی

این همه راه دویدم ز پی دلدارم

بازگشت
این همه راه دویدم ز پی دلدارم
به امیدی که در این دشت برادر دارم
 
تو دعا کن به کنار بدنت جان بدهم
فکر همراهی با شمر دهد آزارم
 
اسبها پای خود از سینه ی او بردارید
من هم از این تن بی سر شده سهمی دارم
 
خیز و نگذار که ما را به اسیری ببرند
من که از راهی بازار شدن بیزارم
 
یک عبا داشتی و خرج علی اکبر شد
با چه از روی زمین جسم تو را بردارم
 
به وداع من و تو خیره بود چشم رباب
خواندن از طرز نگاهش که منم دل دارم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید