محمد حسن بیات لو
صفحه خواندن شعر

تو که اینگونه روی خاک ز هم وا شده‌ای

بازگشت
تو که اینگونه روی خاک ز هم وا شده‌ای
وای بر من که دچار غم عظما شده‌ای
 
دیشب از طعم خوش مرگ و عسل می‌گفتی
ظهر امروز در این معرکه معنا شده‌ای
 
بی‌زره رفتی و از هرطرفی سنگ زدند
که چنین سرخ‌ترین لاله‌ی صحرا شده‌ای
 
هرکسی از تن صدپاره‌ی تو سهمی برد
در کریمی خودت وارث بابا شده‌ای
 
استخوان قفس سینه‌ی تو خرد شده
تازه حالا نوه‌ی حضرت زهرا شده‌ای
 
بردنت تا دم خیمه چقَدَر سخت شده !!
باورم نیست چرا هم‌قد سقا شده‌ای
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت