سید هاشم وفایی
صفحه خواندن شعر

او جوانی‌ست که ابن‌الحسنش می‌خوانند

بازگشت
او جوانی‌ست که ابن‌الحسنش می‌خوانند
لاله‌ای سرخ، به صحن چمنش می‌خوانند
 
این حسینی‌شده‌ی دست کدامین نور است، 
که عزیز دل هر پنج‌تنش می‌خوانند؟ 
 
سیزده جام عسل ریخته از لعل لبش
مصحف عشق ورا از سخنش می‌خوانند
 
حرز بر بازو و پیراهن او شد زرهش
شوق او را همه از تاختنش می‌خوانند
 
سخنش را گه یورش به سپاه کوفه
رجز محکم دشمن‌شکنش می‌خوانند
 
او جوانی‌ست که پیران جهاد و ایثار
درس ایثار ز هر زخم تنش می‌خوانند
 
بس که کوبیده شده زیر سم مرکب‌ها
گل پرپر، گل گلگون‌کفنش می‌خوانند
 
ساکنان ازلی حرم قدس خدا
تا ابد کرب‌وبلا را وطنش می‌خوانند
 
ای «وفایی» تو بخوان درس حماسه از او
گرچه در انجمن از سوختنش می‌خوانند
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت