کنار بستر نشسته ام ودست زهرایم بین دستانم

کنار بستر نشسته ام ودست زهرایم بین دستانم
چکد اشکم روی صورت او،آذر افتاده بر دل وجانم
 
بگویم اورا، گل طاها
مرو از پیشم تو ای زهرا
مرو زهرا جان،مرو زهرا
 
شود آیا بهر تسکین،کودکان خود،دیده بگشایی
دهی قلب حیدر خود را با تبسم بر من تسلایی
 
زنی موی کودکان شانه
صفا بخشی تو براین خانه
مرو زهرا....
 
به پاخیز ای تکیه گاه علی، بهر این مردم خطبه خوانی کن
مدینه گشته غریبستان،آشنایم هر چه توانی کن
 
مدد کن بر من نگار من
گره افتاده به کار من
مرو زهرا....
 
بیا ای اسما مدد بنما تا بشویم من پیکر او را
امان از این صورت نیلی،پهلوی زخمی،بازوی زهرا
 
چه می سازد بعد او حیدر
علی وطفلان بی مادر
مرو زهرا......
 
به دور از چشمان نامردم،پیکرت را بر خاک بسپردم
نگاهم بر کودکانت بود، ناله می کردم، غصه می خوردم
 
ترا دادم دست پیغمبر
نبوده بهرش امین حیدر
مرو زهرا....
12
0
موضوعغسل دادن و تدفین و بعد حضرت زهرا (سلام الله علیها)
گریز
شاعراسماعیل تقوایی
قالبنا مشخص
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت