میثم مومنی نژاد

پاشو بریم حرم ، نداره رحمی دشمنت

بازگشت

پاشو بریم حرم ، نداره رحمی دشمنت
از بسکه جای تیر و نیزه مونده رو تنت
برای من سخته عمو به خیمه بردنت
عموحسین  عموحسین  عمو حسین حسین
عمو ببین که عمه داره میکنه نگاه
اشاره میزنه که برگردم به خیمه گاه
چه جور تو رو رها کنم میون این سپاه
دیدم تو رو تو قتلگاه که دشمنا زدند
رو جای زخم نیزه ، شمشیر جفا زدند
این تیرو نیزه بس نبود ؟ با سنگ چرا زدند
بی یاوری و آخرین یار حرم منم
من آمدم که روی سینه ی تو بشکنم
به زیر سم مرکبا سپر بشه تنم

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید