هر چند به یاران نرسیدم که بمیرم
دیدار تو میداد امیدم که بمیرم
دیدم که نفس می زنی و هیچ کست نیست
من یک نفس این راه دویدم که بمیرم
با هر تپش افسوس نمردم که نمردم
در خون تو این بار بمیرم که بمیرم
با دیدن هر زخم تو ای مزرعه زخم
از سینه چنان آه کشیدم که بمیرم
می گفتم و می سوختم از ناله زینب
وقتی ز تنت نیزه کشیدم که بمیرم
شادم که در آغوش تو افتاده دو دستم
در پای تو این زخم خریدم که بمیرم








