نا مشخص

نخواستند که باشی در آخر این راه

بازگشت
نخواستند که باشی در آخر این راه
چقدر بود زمان خوشیمان کوتاه
 
نبود دست خودم دست من به بازو خورد
و دید موقع غسل تو لکه خون سیاه
 
گرفت بغض گلوی مرا و داد زدم
خدا,خدا,خدا,خدا,خدا,خدایا,آه
 
تمام عشق,عزیزم,خدا نگهدارت
به عزت وشرف لا اله الا الله
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت