نا مشخص

شمشیر به جان خون قسم خواهد خورد

بازگشت
شمشیر به جان خون قسم خواهد خورد
در سوگ تو آفتاب غم خواهد خورد
هرچند که رفته‌ای، ولی می‌دانم
پیروزی اسلام رقم خواهد خورد
 
 
از شبنم اشک، چشم گل‌ها تر شد
او رفت و برای عاشقان سنگر شد
دیدیم که صد باغ شقایق رویید
وقتی که علمدار وطن پرپر شد
 
 
داغ آمده، بغض در گلو می‌ریزد
از بادهٔ غم، سبو سبو می‌ریزد
هر قطرهٔ خون سرخ تو سیلابی‌ست
که خانهٔ خصم را فرو می‌ریزد
 
 
با آنکه غمش مصیبتی جان‌سوز است
با نور شهادتش شبم چون روز است
ایرانِ حسین تا ابد ثابت کرد
همواره سپاه رهبری پیروز است
 
 
شد همدل و هم‌صدای سربازانش
در معرکه، جان‌فدای سربازانش
ای دوست، بگو کجا شنیدی که شود
فرمانده سپر برای سربازانش؟
 
 
در دفتر رود، نام دریا زنده‌ست
امروز شهید عشق، فردا زنده‌ست
او رهبری از حکومت دل‌ها بود
هرچند که رفته است، اما زنده‌ست
 
 
او رفت و نشان تازه‌ای از حق شد
پاییز نصیب نرگس و زنبق شد
در ماه خدا، بهار قرآن، امسال
دیدیم علی هم به علی ملحق شد
 
 
نوری‌ست که از مسیر قرآن آمد
رودی‌ست که پرموج و خروشان آمد
کوهی‌ست که در لحظهٔ رفتن، حتی
با  مشت گره‌ کرده به میدان آمد
 
آن گل که جوان و بی‌عصا آمده است
با پرچم سرخ کربلا آمده است
تاریخ به دست شیعه تکرار شده‌ست
رفته‌ست علی و مجتبی آمده است
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت