خون می‌چکد ز دیده‌ی در خون‌شناورم

خون می‌چکد ز دیده‌ی در خون‌شناورم
در بهت چشم‌های گهربار مادرم
 
 سوز عطـش به ریشه‌ی من تیشه می‌زند
خشکیده شاخه‌های بلند صنوبرم
 
 
در انتهای مغرب رنگ کبود رفت
خورشید پر فروغ جمال منورم
 
از هرم زهر و معجزه‌ی لخته‌های خون
یاقوت سرخ گشته لبان مطهرم
 
تا مغز استخوان شرر زهر رخنه کرد
تفتیده کوره‌ای شده گرمای بسترم
 
با هر نفس تمام تنم تیر می‌کشد 
چشم‌انتظار قطع نفس‌های آخرم
 
 
در لحظه‌های  آخر عمرم هوایی‌ام
افتاده شور کرببلا باز در سرم
 
این آرزوی لحظه‌ی جان‌دادن من است
با ذکر«یاحسین» رود جان ز پیکرم
14
0
موضوعشهادت امام هادی (علیه السلام)
گریز
شاعروحید قاسمی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی

حاج حسن خلج
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت