بر وادی وصال بر این دل نوا دهید
با اشک دیده سینۀ ما را جلا دهید
یکبار هم ز لطف قدمرنجهای کنید
بر نوکران بیسر و پا هم بها دهید
سر بر کنیم و منتظر مقدم شما
منت دهید و کلبۀ ما را صفا دهید
از بس کرم به روی کرم دارد این حرم
لب وا نکرده حاجت هر بینوا دهید
یک گوشۀ نگاه شما کیمیا کند
بر خاک پای خویش عیار طلا دهید
خواهید اگر که روسیهان معتبر شوند
فیض غلامی حرم خود به ما دهید
قدری گناه حائل ما و خدا شده
راضی شوید و آشتیمان با خدا دهید
تا آنکه روضهخوان حریم شما شویم
بر ما ز سوز فاطمه حزن صدا دهید
حیف است آرزو به دل از این جهان رویم
لطفی کنید و تذکرۀ کربلا دهید






