آه ای روی تو خورشید راهم
آیینه در غبار آهم
شرمنده از بار گناهم آقا
آه ای شاهد معصیت من
بودی گواه خلوت من
بین گریه ی خجالت من آقا
عهدی که با تو بستم _ با غفلتم شکستم
دست خدا کرم کن _ رها مکن تو دستم
یاابن الحسن کجایی _ میمیرم از جدایی

آه ای روی تو خورشید راهم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت




