میثم مومنی نژاد

با قلب خون با چشم تر شهر مدینه نوحه گر

بازگشت

با قلب خون با چشم تر
شهر مدینه نوحه گر
یا فاطمه کشته شده فرزند تو
دلخون بقیع از ماتم دلبند تو
واویلتا......
از خانه ی شعله ورش
شد تازه داغ مادرش
بار دگر مدینه و آتش و دود
فرزند ابراهیم و کینه ی نمرود
واویلتا......
میبرد با حال جانکاه
قاتل او را در قتلگاه
پا برهنه در کوچه این سو به آن سو
شرمی نکردند از موی سپید او
واویلتا

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید