گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست

گیرم که رد کنی دل ما را خدا که هست
باشد محل نده قسم مرتضی که هست
 
وقتی قسم به معجر زینب قبول نیست
چادر نماز حضرت خیر النسا که هست
 
یک گوشه می‌نشینم و حرفی نمی‌زنم
بیرون مکن مرا تو از این خانه، جا که هست
 
از درد گریه تکیه نده سر به نیزه‌ات
زینب نمرده شانه دارالشفا که هست
 
قربانیان خواهر خود را قبول کن
گیرم که نیست اکبر تو طفل ما که هست
 
گفتی که زن جهاد ندارد برو برو
لفظ «برو» چه داشت برادر؟ بیا که هست
 
خون را بیا به دست دو قربانی‌ام بکش
تو خون مکش به دست عزیزم حنا که هست
 
گفتی مجال خدمتشان بعد از این دهم
از سر مرا تو باز مکن کربلا که هست
 
گفتی که بی تو سر نکنم خوب! نمی‌کنم
بعد از تو راه کوفه و شام بلا که هست
31
0
موضوعمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا | مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | حضرت زینب (سلام الله علیها)
گریزدو طفلان حضرت زینب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمد سهرابی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی

حاج منصور ارضی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت