گرچه تمام عمر تو دور از وطن شدی
اما خدا رو شکر که آقا کفن شدی
باران نیزه نیزه به جان شما نبود
بر سینه ات که داغ جوان شما نبود
راحت نفس زدی دم آخر قبول کن
سر نیزه ای میان دهان شما نبود
تیر سه شعبه ای که نیامد به سینه ات
مانند حرمله که زمان شما نبود
بزم شراب رفتی و امّا خدا رو شکر
همراهتان که دخترکان شما نبود
بزم شراب برده فروشی عزیز شد
در این میانه حرف خرید کنیز شد








