همراه زخم های تنت گریه ام گرفت

همراه زخم های تنت گریه ام گرفت
از پیرهن نداشتنت گریه ام گرفت
 
با دیده های سرخ جگر مثل مادرم
هنگام دست و پا زدنت گریه ام گرفت
 
جایی برای بوسه برادرم نیافتم
از نیزه های در بدنت گریه ام گرفت
 
تا دیدم آن سواره ی ولگرد نیزه دار
بر تن نموده پیرُهنت ، گریه ام گرفت
 
وقتی شنیدم از پسرت ای امام اشک
یک بوریا شده کفنت ، گریه ام گرفت
85
0
موضوعمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا | مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | حضرت زینب (سلام الله علیها)
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعروحید قاسمی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت