ما را که غیر داغ غمت‏ بر جبین نبود

ما را که غیر داغ غمت ‏بر جبین نبود
نگذشت لحظه‏ اى که دل ما غمین نبود
 
هرچند آسمان به صبورى چو ما ندید
ما را غمى نبود که اندر کمین نبود
 
راهى اگر نداشت، به آزادى و امید
رنج اسارت، اینهمه شور آفرین نبود
 
اى آفتاب محمل زینب، کسى چو من
از خرمن زیارت تو خوشه چین نبود
 
تقدیر با سر تو مرا همسفر نمود
در این سفر مقدر من غیر از این نبود
 
گر از نگاه گرم تو آتش نمى‏گرفت
در شام و کوفه خطبه من آتشین نبود
 
گر شوق سر به چوبه محمل زدن نداشت
زینب پس از تو، زینب محمل نشین نبود
 
در حیرتم که بى‏ تو چرا زنده مانده ام
عهدی که با تو بستم از اول چنین نبود
 
ده روزه فراق تو، عمرى به ما گذشت
یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود
17
0
موضوعمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا | مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | حضرت زینب (سلام الله علیها)
گریزاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمدجواد غفورزاده (شفق)
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت