عمه جان ول کن من از اصغر که بهتر نیستم

عمه جان ول کن من از اصغر که بهتر نیستم
عمه با قاسم مگر اصلا برادر نیستم ؟
 
سن و سالم را نبین از قد و قامت هم نپرس
پهلوانم من ، مگر از نسل حیدر نیستم ؟
 
هی فقط امروز چسبیدی به من از صبح زود
دستهایم را رها کن من که دختر نیستم
 
تو به فکر بچه ها ، زن ها ، به فکر خیمه باش
من بزرگم ، لااقل کمتر ز اصغر نیستم
 
ناله هل من معین دارد کبابم می کند
من مگر عمه ز سربازان لشکر نیستم ؟
 
گیرم این مردم همه دشمن، کسی هم نشوند
عمه جان دارد صدایم می کند ، کر نیستم
 
یک عمو مانده برایم در تمام زندگی
دیگر اصلا فکر دست و بازو و سر نیستم
 
دارد آنجا عمه جان هی نیزه بالا می رود
حیف عمه ، قتلگه من پیش مادر نیستم
 
آسمان دارد صدایم می کند این الحبیب؟!
من اگر بالم نسوزد که کبوتر نیستم
76
0
موضوعشهادت حضرت عبدالله ابن الحسن (علیه السلام)
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | شهادت حضرت علی اصغر (علیه السلام)
شاعرمهدی صفی یاری
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت