جواد هاشمی (تربت)

ای پس از تو درد و غم، تقدیر من!

بازگشت

ای پس از تو درد و غم، تقدیر من!
گریه روز و شب، گریبان‌گیر من

کار من، هنگام و بی هنگام، اشک
صبح، اشک و ظهر، اشک و شام، اشک

خود ببین حال پریشان مرا
گریه‌ی سر در گریبان مرا

گفتنی بسیار دارد چشم من
گریه‌ی سرشار دارد چشم من

سر برآر از خاک و با چشم خدای
خود ببین این گریه‌های های‌های

سر برآر و بنگر این دل‌خسته را
گریه‌ی آهسته و پیوسته را

هر کجا یاد از تو می‌آرد علی
سر به دوش گریه بگذارد علی

مردمان را گریه شد درمان درد
گریه امّا درد من درمان نکرد

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت