گلان وحی را پرپر، که دیده؟
به گلشن، طایر بی سر، که دیده؟
تب و داغ و غل و زنجیر و دشنام
گلوی خشک و چشم تر، که دیده؟
سوار ناقه با بازوی بسته
زمین افتادن خواهر، که دیده؟
میان آفتاب شام و کوفه
رخ خورشید و خاکستر، که دیده؟
به روی یاسها جای سفیدی
ز سیلی رنگ نیلوفر، که دیده؟
به رخسار هلالِ اوّلِ ماه
خدایا هیفده اختر، که دیده؟
نشان سنگ در بالای نیزه
سر پاک علی اکبر، که دیده؟
سرود و رقص و جشن و پایکوبی
به دور آل پیغمبر، که دیده؟
چهل منزل به همراه سکینه
سر عباسِ آبآور، که دیده؟
لبِ خشکیده و آوای قرآن
شراب و چوب و طشت زر، که دیده؟
بگو «میثم» امامِ دستْ بسته،
اسیر آن همه کافر، که دیده؟








