میثم مومنی نژاد

کوچه به کوچه با چشم گریان

بازگشت

کوچه به کوچه  با چشم گریان
خانه به خانه    رفتم پریشان
آبم ندادند   جز با دم تیغ
در را ببستند   بر روی مهمان
در این شهر  گرفتارم
نام تو  به لب دارم
با سر نیزه و شمشیر
افتاده سرو کارم
واویلا  میا کوفه
فرق علی را اینجا شکستند
در انتظار قتل تو هستند
به کوچه های  مدینه سوگند
دست مرا هم در کوچه بستند
با یاد تو افسردم
صدبار از   غمت مردم
یا زهرا  شعارم شد
تا بر خاک  زمین خوردم
واویلا   میا کوفه

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید