چه حاصل است دلا باغ و راغ گردیدن

چه حاصل است دلا باغ و راغ گردیدن 
ز غم بنال که آمد زمان نالیدن 
 
گشای دیده به گلزار کربلا ای دل 
به سر فتاده تو را گر هوای گل چیدن 
 
شها مرا ز لب خشک و دیده تر تو 
حرام باد گر آب حیات نوشیدن 
 
ز نوک تیر دریغا نبود در بدنت 
ز بهر زینب مظلومه جای بوسیدن
 
پس از نگون شدن نخل قامت عباس 
چسان به سایه طوبی توان خرامیدن 
 
ز داغ عشرت قاسم به بزم عیش و سرور 
ز فرط گریه ندارم مجال خندیدن 
 
ز تیر حرمله و حلق اصغر بی‌شیر 
به بسته بر گلویم عقده راه نالیدن 
 
ز بهر زینب و بزم یزید و مجلس عام 
سزد ز پنجه غم آنکه جامه بدریدن 
 
از آن زمان که برون کرد شمر پیرهنت 
حرام کرد به جودی لباس پوشیدن
20
0
موضوععاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت