پلان آخر بازیگر نماهنگ است
صدای خنده ی اخنس شروع آهنگ است
درون کادر زمین خورده مرد مظلومی
گریم زخم لبش شاهکار یک سنگ است
لباس های بلند سیاه لشگرها
تمام خونی و چرکین و زشت و بدرنگ است
درست مثل همان متن صحنه ی گودال
فرود نیزه و شمشیرها هماهنگ است
میان این همه نقشی که دست تیر بلاست
جناب دشنه حضورش چقدر پر رنگ است
کسی نهیب زد از پشت صحنه: زود ببر
غروب شد، همه رفتند، وقت ما تنگ است







