هر دم هزار شکر تو ای داور حسین

هر دم هزار شکر تو ای داور حسین 
کامد بر آستان تو لایق سر حسین 
 
این وقت جان سپردن و این سوز تشنگی 
این موج شط و این لب از خون‌تر حسین 
 
این شمر شوم کافر و این پای چکمه‌دار 
این استخوان سینه غم پرور حسین
 
این قاتل ستمگر و این خنجر ستم 
این فرق غرق خون شده این حنجره حسین 
 
گفتی به بزم قرب سزاوار خواهمت
این نوک نیزه این ره شام این سر حسین 
 
این جسم پاره پاره و این آفتاب گرم 
این ضرب سم مرکب و این پیکر حسین 
 
گفتی بگو تا تو چه آری به ارمغان 
این بزم قرب کوی تو این اکبر حسین 
 
گفتی که بس عزیز بود طفل شیرخوار 
این نوک تیر و این گلوی اصغر حسین
 
گفتی به راه ما بنما ترک خانمان 
این راه شام و کوفه و این خواهر حسین 
 
گفتی مخواه دختر خود را چنین عزیز 
این خواهش کنیزی و این دختر حسین 
 
گفتی سر بریده در آزار بایدش 
این ضرب چوب جور یزید این سر حسین
 
جودی گرت نه بهره ز ایام گو مباش 
دولت بس است اینکه تویی چاکر حسین
15
0
موضوعقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت