علی اکبر لطیفیان

مانند طفل دربه دری گریه میکنم

بازگشت
مانند طفل دربه دری گریه میکنم
مثل گدای پشت دری گریه می کنم
 
اشک مرا زمان گدایی ندیده اند
این بار چون تو می گذری گریه میکنم
 
حالا که بین این همه مردم زیادی ام
از این به بعد یک نفری گریه میکنم
 
حتی اگر مرا بزنی قول میدهم
با آب تاب بیشتری گریه میکنم
 
تنبیه تو حواس مرا جمع میکند
من سالهاست ز خیره سری گریه میکنم
 
بار مرا کسی نخریده تو میخری
بار مرا بخر نخری گریه میکنم
 
از چند جا شکسته پرم ای شکسته بند
از غصه ی شکسته پری گریه میکنم
 
این روزها به درد قیامت نمیخورد
دارم برای این سپری گریه میکنم
 
آقا نیامد و دل ما همچنان شکست
از پای سفره ی سحری گریه میکنم
 
جان همان که زائر بابا نشد یه بار
یک کربلا ببر نبری گریه میکنم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید