قاسم نعمتی

ما هم پیاله‌ایم به شرط سبوى اشک

بازگشت
ما هم پیاله‌ایم به شرط سبوى اشک
هم ناله‌ایم لحظۀ هر گفتگوى اشک
 
نامى براى صورت عاشق نهاده‌اند
دولت‌سراى گریه میان دو کوى اشک
 
تطهیر دل به خون جگر می‌کنم ولى
تطهیر دیده می‌کنم از هر وضوى اشک
 
فریاد الفراق شنیدم به گوش دل
از نالۀ شکسته و بى هاى و هوى اشک
 
بوى بهار می‌وزد از دامن سحر
سجاده‌ام ببین شده خوشبو ز بوى اشک
 
خواهى اگر که خوب بخوانى دل مرا
بنشین شبى ز رسم وفا روبه‌روى اشک
 
تیر گناه، عصمت آیینه‌ام شکست
سنگ گناه گشته چنان سد جوى اشک
 
یا سیدالبکا! سرى هم به ما بزن
روى مرا بگیر تو بر آبروى اشک
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت