محمد حسن بیات لو

به رو سیاهیم اقرار می‌کُنم … العفو

بازگشت

به رو سیاهیم اقرار می‌کُنم … العفو
برای خوب شدن، کار می‌کُنم … العفو


مرا تو می‌خری و پاک می‌کُنی اما
منم که آینه را تار می‌کُنم … العفو


رسیده‌ام که خودم را نشانِ تو بدهم
به هر بهانه‌ای تکرار می‌کُنم … العفو


خودت اجازه شب زنده داریم دادی
که با اجازه‌ات اصرار می‌کُنم … العفو


مران ز خودت مرا، که من خود را
بدون تو همه جا خوار می‌کُنم … العفو


از این که عفو تو شد شاملم ولی من با
گناه کردنم انکار می‌کُنم … العفو


زمان تشنگی یاد حسین می افتم
به یاد کودکش افطار می کنم ... العفو


همان که گفت زمان قدم زدن “بابا”
ز درد تکیه به دیوار میکنم ... العفو


ببین به پای مناجات گریه میریزم
به یاد عمه ی سادات گریه میریزم

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید