رد پایش همه‌جا قبله‌نما می‌سازد

رد پایش همه‌جا قبله‌نما می‌سازد
خطی از جامعه‌اش جامعه را می‌سازد
خادم خانه‌اش از خاک، طلا می‌سازد
کرمش نیز به شدت به گدا می‌سازد
 
بی سبب نیست اگر عادتش احسان شده است
نوه‌ی ارشد آقای خراسان شده است
 
بر سرم سایه‌ی ایوان طلایی دارم
گوشه‌ی صحن عجب حال و هوایی دارم
از سر سفره‌ی او نان و نوایی دارم
سامرایی‌ام و عادت به گدایی دارم
 
سامرا، کرب و بلایی به نظر می‌آید
این دو شش‌گوشه به دنیا چقدر می‌آید
 
شیعیان تا به ابد بر سر پیمان هستند
تو اگر امر کنی، گوش به فرمان هستند
صف به صف ک، لشکرت از مردم ایران هستند
که به فرماندهی شاه خراسان هستند
 
سخت، سیلی زده بر بی ادبان با، ادبش
هر که "لبیک علیَ النقی" آید به لبش
 
ﻧﺎﻟﻪ‌ﻫﺎ ﺍﺯ ﺩﻝ ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ کﻨﻢ کﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻏﻤت ﺁﻭﺍﺭﻩ کﻨﻢ کﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﮔﺮﯾﻪ بر داغ تو ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ کﻨﻢ کﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﭘﯿﺮﻫﻦ ﺩﺭ ﻏﻢ تو ﭘﺎﺭﻩ کﻨﻢ کﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ
 
ﺳﺎﻝ‌ﻫﺎ ﻫﻢ‌ﻧﻔﺲ ﺣ ﺮﻩ‌ﯼ ﺻﺒﺮت بودی
سخت زندانی و ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ‌ﯼ ﻗﺒﺮت بودی
 
متوکل، متوکل شده گویا به یزید
سامرا شام شده، تیره شده صبح سپید
باز هم پای حرامی به در خانه رسید
پسر فاطمه را در وسط کوچه کشید
 
فاطمی بود، علی بود، ولی یار نداشت
شکر، دشمن به زن و بچه‌ی او کار نداشت
14
0
موضوعمدح | شهادت امام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها) | عصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمجید تال
قالبمربع ترکیب
سبک پیشنهادیزمینه
زبانفارسی

حاج حسین طاهری
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت