قاسم صرافان

حتی به جرعه‌ای شده مهمانِ‌مان کنید

بازگشت

حتی به جرعه‌ای شده مهمانِ‌مان کنید

زلفی نشان دهید و پریشان‌ِمان کنید

این اشک‌ها به محضر دریا نمی‌رسند

ای برق‌های عاطفه! باران‌ِمان کنید

«دی شیخ با چراغ» نفهمید، گِرد شهر

هی چرخ می‌زنید که انسان‌ِمان کنید

دریای باده‌اید ولی جام ما کم است

آیینه بسته‌اید، فراوان‌ِمان کنید

در فاطمیه بود که ما سینه زن شدیم

از این در آمدیم که درمانِ‌مان کنید

از ما مسافرانِ قدم دور خود زدن،

سلمان شدن گذشت، مسلمانِ‌مان کنید

یک نور واحدید که در چارده افق

تکرار می‌شوید که حیران‌ِمان کنید

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید