بود در آن عرصه پر شور و شین

بود در آن عرصه پر شور و شین 
پنج انگشتر در انگشت حسین
 
روز عاشورا به دست خویشتن 
جمله را بخشید آن فخر زمن
 
خاتم اول به صد افسوس و آه 
داد قاسم را چو شد در حجله گاه
 
خاتم دوم خود آن نیکونهاد 
در دهان تشنه اکبر نهاد
 
خاتم سوم امام سومین 
کرد در انگشت زین‌العابدین
 
خاتم چهارم چو گشت از خیمه‌گاه 
عازم رزم سپاه دین تباه
 
در پناه نخل شخصی را بدید 
بهر قتل شاه دین خنجر کشید
 
آن لعین افتاد اندر پای شاه 
گفت شاها روسیاهم روسیاه
 
بین مرا در اضطراب و واهمه
بگذر از قتلم به‌حق فاطمه
 
اندر آن حالات امام دین‌پناه 
رو به او کرد و به گفت ای رو سیاه
 
دانم اندر دل چه داری آرزو 
دانم از چه گریه داری در گلو
 
چون ز شهر کوفه ای بیدادگر 
از پی قتلم تو بربسته کمر
 
دخترت آمد به‌پیش راه تو 
گفت بادا این سفر دلخواه تو
 
بازگشتی شاد چون از این سفر 
خواهمت سوغات خوبی ای پدر
 
آرزویم نیست چیز دیگری 
جز که آری بهر من انگشتری
 
حالیا ای کافر شوم پلید 
دخترت مگذار ماند ناامید
 
من گذشتم از تو و از خون تو 
شاد خواهم دختر محزون تو
 
این‌چنین خاتم که باشد بی‌همال 
من ببخشیدم تو را ای بدسگال
 
بازگشتی چون به شهر از این سفر 
بهر طفل خویش این خاتم ببر
 
لیک بر گو تو به طفل خویشتن 
چون به کوفه آورند اطفال من 
 
او چو اطفال دگر از بام‌ودر 
می نریزد سنگ ایشان را به سر 
 
خاتم پنجم خود آن دست کریم 
داد بعد از قتل بر ابن سلیم 
 
آه از آن ساعت که آن شوم پلید 
بر سر آن پیکر بی‌سر رسید 
 
دید نعشی در میان خون و خاک 
قطعه قطعه پاره‌پاره چاک چاک 
 
نی دگر مانده لباسی در تنش 
کرده‌اند از تن برون پیراهنش
 
از سر بالین شاه کم سپاه 
خواست تا مأیوس برگردد ز راه 
 
اندر آن حال آن شهنشاه شهید 
خواست تا او برنگردد ناامید 
 
خود ندانم این‌که اندر آن زمان 
ز آن تن بی‌سر چه معجز شد عیان 
 
آن‌قدر دانم که چشم آن لعین 
دید خاتم را به دست شاه دین 
 
چون به خاتم چشم آن کافر فتاد 
بهر خاتم آخرت از دست داد 
 
سعی بنمود آن‌چه آن ملعون دون 
نامد از انگشت شه خاتم برون 
 
در غضب شد از کمر خنجر کشید
شورشی افکند در عرش مجید 
 
پس به چندین ضربت جور و ستم
کرد انگشت شه دین را قلم 
 
جودیا خاموش کز خلق زمین 
بانگ افغان برشد از عرش برین
7
0
موضوععاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | ورود اهل بیت (علیهم السلام) به کوفه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت