به دهر شورش یوم الحساب می‌بینم

به دهر شورش یوم الحساب می‌بینم 
دو کون را همه در انقلاب می‌بینم 
 
به کربلا چو نظر می‌کنم به دیده تر 
به بحر خون همه در خوشاب می‌بینم 
 
تنی که گیسوی زهرا سایبان بودی 
بخون فتاده و در آفتاب می‌بینم
 
به نوک نیزه و بزم شراب و غرقه به خون 
سر و تن پسر بوتراب می‌بینم 
 
خیام سوخته اطفال روی در صحرا 
ز کین به گردن عابد طناب می‌بینم 
 
به روی کشته داماد با فغان و خروش 
عروس را به کف از خون خضاب می‌بینم
 
به پیش روی حسین شاهزاده اکبر را 
هزار پاره به عهد شباب می‌بینم 
 
جهانیان همه سیراب و بهر جرعه آب 
دل سکینه عطشان کباب می‌بینم
 
به پای یک یک اطفال از پیاده‌روی 
هزار آبله همچون حباب می‌بینم 
 
به روی ناقه عریان سوار زینب را 
به آه و ناله و در اضطراب می‌بینم 
 
به بزم عیش یزید لعین چو مه به خسوف 
سر حسین ز درد شراب می‌بینم
 
ز بس سرشک روان شد ز دیده جودی 
ز سیل اشک جهان را خراب می‌بینم
11
0
موضوععاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت