بعد از آن واقعهی سرخ، بلا سهم تو شد
پیکر سوختهی کرب و بلا ، سهم تو شد
بعد از آن واقعه، هفتاد و دو آیینه شکست
ناگهان، داغ دل آینهها سهم تو شد
بعد از آن واقعه، آشوب قیامت برخاست
بر سر نیزه، سر خون خدا، سهم تو شد
بعد از آن واقعه، خون جوش زد از چشمانت
خطبهی اشک برای شهدا، سهم تو شد
بعد از آن واقعه، در هرولهی آتش و خون
در شب خوف و خطر، خطبهی « لا » سهم تو شد
بعد از آن واقعه، در فصل شبیخون ستم
خوردن زخم، ز شمشیر جفا سهم تو شد
خیمهی نور تو در فتنهی شب سوخت، ولی
کس نپرسید که این ظلم، چرا سهم تو شد؟
بعد از آن واقعه، ای زینت سجادهی عشق!
از دلت آینه جوشید، دعا ، سهم تو شد
بعد از آن واقعه، ای کاش که میمُردم من
مصلحت نیست بگویم، که چهها سهم تو شد
بعد از آن واقعهی سرخ، حقیقت گل کرد
کربلا در تو درخشید، خدا سهم تو شد








