سید هاشم وفایی

بازهم عشقت مرا یاد خدا انداخته

بازگشت
بازهم عشقت مرا یاد خدا انداخته
شور شیرینی به ذکر ربنّا انداخته
 
یا من ارجوه لکل خیر، مارا باز هم
یاد الطاف تو در ماه خدا انداخته
 
ای امام عزّت وآزادگی! مهر شما
طوق گل بر گردن اهل ولا انداخته
 
ای ولی الله اعظم! در دل ما مهرتان
شوق پروازی به سوی سامرا انداخته
 
نوری از اعجاز تو در پیش چشم منکران
شیر را ازپرده در پای شما انداخته
 
رفتن تو در میان برکه‌ی شیران، مرا
یاد گودال منای کربلا انداخته
 
بُردنت در محفل آلوده‌ی شُرب شراب
خستگان را یاد تشتی از طلا انداخته
 
ماجرای آن لب و دندان و چوب خیزران
عمه‌ی مظلومه‌ات را از نوا انداخته
 
غافل است از آتش قهر خدا در رستخیز
آن که برجان شما زهر جفا انداخته
 
چون «وفایی» در عزای تو زبس نالیده‌ام
پنجه‌ی بغضی مراهم از صدا انداخته
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت