با شه دین فلکا جور و ستم یعنی چه

با شه دین فلکا جور و ستم یعنی چه 
خسرو بحر و برو رنج و الم یعنی چه 
 
آب مهریه زهرا و یتیمانش را 
لب کبود از عطش اندر لب یم یعنی چه 
 
بیرق کفر به پا وز شه کشور دین 
کشته سردار نگون گشته علم یعنی چه 
 
گاه در کنج تنور و گهی آویز درخت 
سر میر عرب و شاه عجم یعنی چه
 
آل‌طاها همه بی یاور و بی شام به شام 
آل سفیان همه در ناز و نعم یعنی چه ‌
 
به کمند غضب ای شمر گرفتار شوی 
تیغ کین بر گلوی صید حرم یعنی چه 
 
پیکرت هیزم سوزان سقر باد یزید 
سر دور از بدن و چوب ستم یعنی چه 
 
جودی از شومی اینگونه گنه ملک وجود 
برنگردید سوی ملک عدم یعنی چه
10
0
موضوععاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | ورود كاروان اسرا به شام و مجلس یزید امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت