اندر این بزم گر آمد به شعف عرش برین

اندر این بزم گر آمد به شعف عرش برین 
اندر آن بزم ز خون دشت بلا شد رنگین
 
اندر این بزم به تن جامه به صد شادی بود 
اندر آن بزم کفن خلعت دامادی بود
 
اندر این بزم حنا بر کف و خندان اصحاب 
اندر آن بزم ز خون در کف داماد خضاب
 
اندر این بزم همه خوشدل و نعمت الوان 
اندر آن بزم همه تشنه و دل‌ها سوزان
 
اندر این بزم گر اصحاب ثناخوان بودند 
اندر آن بزم همه در غم و افغان بودند
 
گرچه قربانی این بزم ز حد برتر بود 
لیک قربانی آن بزم علی‌اکبر بود
 
نقل این بزم به کف قند و به لب شکر بود 
نقل آن بزم رخ ماه علی‌اصغر بود
 
شور این بزم به نه گنبد دوار افتاد 
اندر آن بزم ز تن دست علم‌دار افتاد
 
کف‌زنان جمله درین بزم به صد شوق و شعف 
اندر آن بزم همه سینه زنان رو به نجف
 
شد ازین بزم اگر جودی محزون دلشاد 
زد در آن بزم به سردست غم از پا افتاد
4
0
موضوععاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزعصر عاشورا، شام غریبان و اسارت کاروان امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | ازدواج حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرعبدالجواد جودی خراسانی
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیزبانحال
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت