محمد مهدی عبداللهی

از مقتلت آمد و دو دستش لرزید

بازگشت
از مقتلت آمد و دو دستش لرزید
کار تو تمام کرد و ملعون ترسید
 
وقتی که هلال نافع، علّت پرسید
گفتا ز حسین فاطمه، سر برّید
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت