یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا

یک روح واحدند، ولی ازبدن، جدا
دراتحادنیست "تو" از"او"و"من" جدا
 
این دو، دونیستند، تجلی وحدتند
پس باطنا یک اند ولی ظاهرا جدا
 
جسمش کنارخیمه و روحش کنارعرش
اینگونه هیچکس نشد ازخویشتن جدا
 
می برد باخودش همه اهل بیت را
پس داشت می شد ازهمه پنج تن، جدا
 
حال غریب بهترازاین که نمی شود
این است آخرعاقبت ازوطن جدا
 
ازنیزه ها بپرس چرا هرچه می کشید
اصلا نمی شد ازبدنش پیرهن جدا
 
درغارتش کسی به کسی پا نمی دهد
یا می شود لباس جدا، یابدن جدا
 
افتاده است گوشه ی گودال سر جدا،
افتاده است گوشه ی گودال تن جدا
 
این کشته هم حسین هم انگارزینب است
این دو،دونیستند، ولو ظاهرا جدا
14
0
موضوععاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعلی اکبر لطیفیان
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت