مهدی مقیمی

هم غمِ اشک دو خواهر , دو برادر را کشت

بازگشت
هم غمِ اشک دو خواهر , دو برادر را کشت
هم فراق دو برادر که دوخواهر را کشت
 
هر دو تا داغِ بزرگیست برای زهرا
وای از غصّۀ اولاد که مادر را کشت
 
خواهری در قُم و از هجرِ برادر جان داد
کوفه و شام هم آن خواهرِ دیگر را کشت
 
آه ای حضرت معصومه بمیرم بی بی
غربت تو به خدا شیعۀ حیدر را کشت
 
پیش چشمت به رضای تو جسارت شد ؟ … نه
دید زینب که عدو سبط پیمبر را کشت
 
کرد خورشیدِ سرش بر افقِ نیزه طلوع
گیسوی درهمِ او خواهرِ مضطر را کشت
 
جان گرفت و به لبش آیۀ قرآن گل کرد
خیزران صوت رسای لب و حنجر را کشت
 
دلِ شب داخلِ ویران , سر خونینِ حسین
در طبق آمد و این منظره دختر را کشت
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت