هر دم هزار شکر تو ای داور حسین
کامد بر آستان تو لایق سر حسین
این وقت جان سپردن و این سوز تشنگی
این موج شط و این لب از خونتر حسین
این شمر شوم کافر و این پای چکمهدار
این استخوان سینه غم پرور حسین
این قاتل ستمگر و این خنجر ستم
این فرق غرق خون شده این حنجره حسین
گفتی به بزم قرب سزاوار خواهمت
این نوک نیزه این ره شام این سر حسین
این جسم پاره پاره و این آفتاب گرم
این ضرب سم مرکب و این پیکر حسین
گفتی بگو تا تو چه آری به ارمغان
این بزم قرب کوی تو این اکبر حسین
گفتی که بس عزیز بود طفل شیرخوار
این نوک تیر و این گلوی اصغر حسین
گفتی به راه ما بنما ترک خانمان
این راه شام و کوفه و این خواهر حسین
گفتی مخواه دختر خود را چنین عزیز
این خواهش کنیزی و این دختر حسین
گفتی سر بریده در آزار بایدش
این ضرب چوب جور یزید این سر حسین
جودی گرت نه بهره ز ایام گو مباش
دولت بس است اینکه تویی چاکر حسین






