نشستهام بغل بغل ستاره جمع میکنم
بدن که نه! کتاب پاره پاره جمع میکنم
چه کار سخت و مشکلی انار دانه دانهام
تو پخش میشوی و من دوباره جمع میکنم
تن تو را میان لشکری که قهقهه زنان
نشسته است و میکند نظاره جمع میکنم
شبیه شعلههای آتشند این کنایهها
تو را میان این همه شراره جمع میکنم
چه کردهاند با تنت که ذره ذره تو را
کنار هر پیاده و سواره جمع میکنم
علی بلند شو ببین که در میان خیمهها
دوان دوان چگونه گوشواره جمع میکنم



