پاره پاره بدن دست و پا میزدی
پاره ی جگر من تو بودی یا ولدی
پا مکش به زمین ور نه می کشی ام
یک نفس بکش ای آرزو و دلخوشی ام
پاره جگرم پاره جگرم
پاره ی جگر ای علی علی پسرم
ناله ات که رسید در میان حرم
با خبر شده ام که چه آمده به سرم
با عبا شده جمع پاره های تنت
نامرتب علی جان شده چرا بدنت
پاره جگرم

پاره پاره بدن دست و پا میزدی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت


