ای ز سر تا به پا آینه دار پیمبر
وای من یک تن و این همه نیزه و خنجر
رد خونت مرا اینجا کشانده
یوسفم از تنت چیزی نمانده
یا علی یا علی علی اکبر(2)
باور من نمی شد چنین روزی برایم
شده تابوت جسم جوان من عبایم
چقدر مرگ نور دیده سخت است
جمع این پیکر پاشیده سخت است
یا علی یا علی علی اکبر(2)
دیده وا کن ببین دیدنی شد اشک بابا
اربا اربا شده قلب من ای اربا اربا
لخته ی خون ز لبهایت بگیرم
یک ابتا بگو تا من نمیرم
یا علی یاعلی علی اکبر

ای ز سر تا به پا آینه دار پیمبر
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت


