نزدیکِ عصر بود، برافروخت ماهِ تو

نزدیکِ عصر بود، برافروخت ماهِ تو
نزدیک عصر، بود حرم بی‌پناهِ تو
 
از سینه‌ات زبانه کشید آتش ِ عطش
آئینه آب میشود از سوز ِ آهِ تو
 
با آخرین سه شعبه به زانو درآمدی
شد نیزه یِ غریبی ِ تو تکیه‌گاهِ تو
 
جان داشتی هنوز، حرم بود در امان
خود لشگری ست این غضبِ در نگاه تو
 
در بین ِ عمق ِ فاجعه افتاد پیکرت
برخاست با نفس نفست «یا اِلهِ» تو
 
پس قبل ِ حنجرت نفست را برید شمر
بر سینه‌ات نشسته و بسته ست راهِ تو
 
طاقت بیار؛ خواهرت از خیمه میرسد
طاقت بیار؛ میرسد از رَه سپاهِ تو
 
از حجم نیزه‌ها و از انبوهِ سنگ‌ها
گودال چیست؟!... کوه شده قتلگاه تو
15
0
موضوعقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزمناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمحمد رسولی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت