مغرب رسید و عرش خدا خورد بر زمین

مغرب رسید و عرش خدا خورد بر زمین
از اسب سیّدالشهدا خورد بر زمین
 
حتی خدای عزّوجل نیز گریه کرد
وقتی غریب کرب و بلا خورد بر زمین
 
او بیشتر ز تشنگی خود گرسنه بود
اصلاً نخورد آب و غدا خورد بر زمین
 
گفتند کافر است، پس آنقدر میزدند
ارباب با کرامت ما خورد بر زمین
 
هر نیزه رفت خدمت یک عضو از تنش
آقا میان معرکه تا خورد بر زمین
 
شد نیم خیز با کمک نیزه ها ولی
تا خواست که شود سر پا خورد بر زمین
 
اکبر عصای پیری او بود بی گمان
شاید که او نداشت عصا خورد بر زمین
16
0
موضوعقتلگاه امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
گریزشهادت حضرت علی اکبر (علیه السلام)
شاعرهانی امیر فرجی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت