مهدی مقیمی

علی جانِ حرم بودی و جانانِ بنی‌هاشم

بازگشت
علی جانِ حرم بودی و جانانِ بنی‌هاشم
خسوف خون کجا و ماه تابان بنی‌هاشم
 
 تو عطشان، قاسمم عطشان، علیِ اصغرم عطشان
 شدم شرمنده‌ی لب‌های عطشان بنی‌هاشم 
 
نشد تنها تو را پیدا کنم از بس که پخشی تو
 به دنبال تو می‌گردند چشمان بنی‌هاشم 
 
جدا کردند از هم آیه‌هایت را به سرنیزه
نشد جَمعت کنم از خاک، قرآن بنی‌هاشم
 
نشد هر کار کردم پیکرت را تا که بردارم
صدا کردم بیایید ای جوانان بنی هاشم
 
 جوابم را نده باشد فقط وا کن دو چشمت را 
مدارا کن تو با قلب پریشان بنی‌هاشم 
 
اگر عمه نمی‌آمد که زود احیا کند من را 
کنارت جان سپرده بودم ای جان بنی‌هاشم
 
 کنارت زنده ماندم آمدم در خیمه جان دادم
 چو دیدم بی تو چشمان هراسان بنی‌هاشم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت