محمد مهدی عبداللهی

خیمه در اضطراب است زینب در التهاب است

بازگشت
خیمه در اضطراب است
زینب در التهاب است
 
یارب چه ماجراییست
در زمزمه رُباب است
 
لای لای عزیز مادر
اصغر که خوابِ خواب است
 
لب را به هم فشرده
شش ماهه فکر آب است
 
یارب چه دیده سقّا
شاید که این سراب است
 
مشک عمو دریدند
حالش دگر خراب است
 
سیلی و قتل و غارت
بعدِ عمو که باب است
 
در پای این یتیمان
تاول زده طناب است
 
در فکر دشمن پست
معجر و این نقاب است
 
جسم عزیز زهرا
در زیر آفتاب است
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت