عبدالجواد جودی خراسانی

بگشای ای تو مرا قوت روان روزه

بازگشت
بگشای ای تو مرا قوت روان روزه
مگیر ای تو مرا نور دیدگان روزه
 
تو روزه گر ز برای خدای می‌گیری
گشای بهر خدا اندر این زمان روزه
 
گشای روزه که این رنگ ارغوانی را
کند ز ضعف دمادم چو زعفران روزه
 
گشای روزه و روزم چو شام مکن
که نیست واجب از بهر کودکان روزه
 
گشای روزه که در کربلا تو می‌باید
ز جور چرخ بگیری ز آب‌ونان روزه
 
گشای روزه که نوباوه اکبرت ز جفا
گشاید از دم شمشیر جان‌ستان روزه
 
گشای روزه که در کربلا به‌جای لبن
گشاید اصغرت از تیر خون‌چکان روزه
 
گشای روزه که در شام غم سکینه تو
بگیرد از ستم و جور ظالمان روزه
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت