علی اکبر لطیفیان

بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد

بازگشت
بلند مرتبه شاهی و پیکرت افتاد
همینکه پیکرت افتاد خواهرت افتاد
 
تو نیزه خوردی ویکمرتبه زمین خوردی
هزار مرتبه زینب، برابرت افتاد
 
همینکه از طرف جمعیت دوتا چکمه
رسید اول گودال،مادرت افتاد
 
تورا به خاطر درهم چه درهمت کردند
چنانکه شرح تن توبه آخرت افتاد
 
ولی به جان خودت خواهرت مقصر نیست
درآن شلوغی اگر بارها سرت افتاد
 
خبر رسید که انگشتر تورا بردند
میان راه،النگوی دخترت افتاد
 
کنارخیمه رسیده است لشگرکوفه
وخواهرتو به  یاد برادرت افتاد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید