محمود ژولیده

ای نور چشمان ترِ موسی بن جعفر

بازگشت
ای نور چشمان ترِ موسی بن جعفر
هرگز ندیدی غارت خلخال و معجر
 
تو خواهر سلطانی و بس با کرامت
هرجا گذر کردی ادا شد احترامت
 
 
زینب مگر که خواهر سلطان نبوده
پس از چه رو حقش ادا اینسان نبوده
 
اینجا که مثل کوفه و شام بلا نیست
در شهر قم ویرانه و طشت طلا نیست
 
اینجا کسی بحث کنیزی را ندارد
اینجا نگاهی قصد هیزی را ندارد
 
اینجا شما را عالمانش هم غلامند
از هر طرف بر تو درود و هم سلامند
 
اینجا کسی دستش ندارد تازیانه
غارت نگردد زیور آلات زنانه
 
اینجا ندای غیرت دینی بلند است
کِی پاسخِ ریش خضابی ، ریش خند است
 
تو نهرِ حلق و ذبحِ حنجر را ندیدی
دستِ عدو ، موی برادر را ندیدی
 
تو پیکر با خاک یکسان دیدی آیا؟
جای سُم مرکب فراوان دیدی آیا؟
 
آیا دهانی پر سنان و تیر دیدی 
یا که امامی در غل و زنجیر دیدی
 
آری ندیدی هر دم از بالای محمل
هجده سرِ بر نیزه را منزل به منزل
 
 
تنها نصیب عمه شد درد اسیری
اما پیامی داد با صبر و دلیری
 
تا پای جان باید ولایت را صَلا داد
در هر زمان باید ندای کربلا داد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت