ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
به سیم و زر چه حاجت بود؟! از  این‌ها فراتر داشت
پُر از خورشید بود! آری نگاهی کیمیاگر داشت
 
بزرگان عرب را یک‌به‌یک دیروز پس می‌زد 
که این دوشیزه فکر خواستگاری از پیمبر داشت
 
زمانی که همه خورشید را تکذیب می‌کردند 
خدیجه چشم‌های مصطفی را خوب باور داشت
 
میان قوم خود، شأن و مقام او فراوان بود
ولیکن با پیمبر عزتی چندین برابر داشت
 
نبی افلاک را می‌دید از غار حرا اما
جهان مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت
 
نماز اولش را با علی پشت پیمبر خواند
شکوه این سه تن باهم هزار الله اکبر داشت
 
کنار مرتضی دین خدا را حفظ می‌کرده 
که مالش نسبت همشیرگی با تیغ حیدر داشت
 
دو بازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند
خدیجه چون علی را داشت، درواقع برادر داشت
 
لبالب بود از قرآن و آن‌روزی که مادر شد
به جای طفل در آغوشِ خود، آیات کوثر داشت
 
همین‌جا می‌شود بر پاکیِ دامان او پی بُرد
فقط این زن وجودی لایق زهرای اطهر داشت
 
علی داماد او شد، کاش بود آن‌روز را می‌دید
که زهرا در نبود مادر خود، دیده‌ای تر داشت
 
خدیجه در مسیر دین، شترها داد بی منت
زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت
 
حسن روز جمل بی شک به یاد مادرش افتاد 
به یاد خاطراتی که مروری زجرآور داشت
 
کمک می‌خواست پشت در صدا زد خادم خود را
فدای فضه اما فاطمه، ای کاش مادر داشت...
مادر فاطمه و جده‌ی سادات تویی
همسر ختم رُسل، بانوی جنات تویی
 
شرف و معرفت و جلوه‌ی ایثار زتوست
افتخار و شرف و عزت سادات تویی
 
اولین بانوی کانون خدا جویانی
جان توحید تویی، روح مناجات تویی
 
مُحرم کعبه‌ی دل، محرم اسرار وجود
سعی دین را تو صفا، قبله‌ی حاجات تویی
 
برکات تو به اسلام بقا بخشیده است
چشمه‌سار کرم و چشمه‌ی خیرات تویی
 
پیکر دین اگر از جهل جراحت دیده است
آنکه شد مرهم این زخم و جراحات تویی
 
آن که با عرض سلامی به حضورش، یزدان
کرده بر حضرت او فخر و مباهات تویی
 
مریم و هاجر و حوا به مقامت نازند
آن که از منزلتش گشته جهان مات تویی
 
شعله‌ی داغ تو بر جانِ پیمبر افتاد
آن که داغش زده آتش به سماوات تویی
 
بعد تو ای گل ایثار، رسول اکرم
آن گلی را که کند یاد به کرات تویی
 
جان زهرا نظری کن به «وفایی» در حشر
که شفیع همه در روز مکافات تویی 
یارب به حق جود و احسان خدیجه
لطفی بکن در حق من؛ جان خدیجه 
 
صرف نظر کن از گناهان زبانم 
امشب که هستم منقبت خوان خدیجه 
 
چشمی بده از خوف تو هر شب ببارد 
چشمی شبیه چشم گریان خدیجه 
 
بین تمام دوستان تقسیم فرما 
یک قطره از دریای ایمان خدیجه 
 
مأنوس آیات کتاب الله مان کرد
فیض تلاوت‌های قرآن خدیجه 
 
ما مؤمنین او نیز ام المؤمنین است 
هستیم فرزندان سلمان خدیجه 
 
از والدین خود کسی بهتر نداریم 
مادر پدرهامان به قربان خدیجه 
 
از سفره‌ی ناپاک، ما را دورمان کن 
کافی‌ست ما را لقمه‌ی نان خدیجه 
 
در "تنفقوا ممّا تحبون" ریشه دارد 
انفاق و ایثار فراوان خدیجه 
 
غیر از فداکاری که تفسیری ندارد
ساعات عمر رو به پایان خدیجه 
 
از بیت احمد بوی الرحمن بلند است 
پیغمبر اکرم پریشان خدیجه 
 
وقت گریز است و دلم را کربلا برد 
حرف از عبا و جسم بی جان خدیجه 
 
در بین گودالی تنی بی سر رها بود
تنها کفن نه بلکه قحطی عبا بود 
عقلم توان نداشت از او سر در آورد
مضمون ز شأن و منزلتش در سر آورد
 
چون او زنی کجاست که روح الامین ز عرش
بر او سلام از طرف داور آورد
 
آن زن که بود نقطه‌ی امن امین وحی
از راز و رمز حرف خدا سر درآورد
 
او را خدا برای نبی آفریده بود
تا خنده را به روی لب دلبر آورد
 
چشمان خویش را به روی هرچه داشت بست
تا در دلش محبت پیغمبر آورد
 
دنبال عشق بود نه دنبال سیم و زر
گوهرشناس روی سوی گوهر آورد
 
آن بانویی که چشم ملائک به دست اوست
وقت قنوت حاجتشان را برآورد
 
در خانه‌اش به فرش و گلیم احتیاج نیست
آن را که جبرئیل برایش پر آورد
 
از یاد رفته‌اند حسودان ولی از او
روح القدس قصیده و شعر تر آورد
 
غیر از خدیجه هیچ زنی ظرفیت نداشت
از بهترین زنان جهان بهتر آورد
 
هرگز توان مادر هستی نبود و نیست
دیگر شبیه دختر او دختر آورد
 
دختر چه دختری که پدر دستبوس اوست
حتی خدا به خاطر او محشر آورد
 
آن بانویی که وقت دفاع از ابوتراب
خود را زند به آتش و پشت در آورد
 
ای کاش بود مادر او تا در آن میان
مسمار را ز پهلوی زهرا درآورد
پیش دلت، ثروت دنیا، رقمی نیست
گو برود مال، یار هست و غمی نیست
 
مُلک دلت را زدی به نام محمد
ثروت تو چیست؟ یک سلام محمد
 
تاجر خوش‌ذوق، ذوق سیم و زرش نیست
جز خود یوسف، حواله‌ی دگرش نیست
 
روح از این دام، رها ساخته‌ای تو
بُرده‌ای آن روز، که دل باخته‌ای تو
 
روح، رها ساختن، این است تجارت
مثل تو دل باختن، این است تجارت
 
در دلت آیات کوثر است، خدیجه!
چار نوه داری و چقدر نتیجه
 
در رخ سادات، همچنان اثر توست
این همه نور، از نتایج سحر توست
 
اشک ملائک، کنار جسم تو رود است
آه! یتیمی برای فاطمه زود است
 
ای که در ایمان، تو مادر همه بودی!
کاش شب ازدواجِ فاطمه بودی
 
جان جهان، بر سر بالین تو آمد
گفت که مدیون مهر توست، محمد
 
جای کفن، پیرهن آورد برایت
سبقت از احمد، ولی گرفت خدایت
 
ما به فدای تنی که در کفنی نیست
بر تن صد چاک او، پیرهنی نیست
بانوی صبح هستی و خورشید دیگری
خاتون آب هستی و پاک و مطهری
آری به اتنخاب خدا و گواه او
تنها تویی که لایق عشق پیمبری
در دامن تو مادر عالم سه ساله شد
شایسته از مقام تو شد شأن مادری
گرد و غبار راه تو معراج جبرئیل
تفسیر واژه واژه ی آیات کوثری
بانو شنیده ام که وخیم است حال تو
در کنج خانه گشته ای از غصه بستری
 
گرچه کتاب زندگی ات رو به آخر است
شأن عیادت از تو مقام پیمبر است
 
وقتش شده که دختر خود را صدا کنی
بر روی نازدانه ات آغوش وا کنی
وقتش شده که شانه به گیسوی او زنی
با یک دو بوسه درد دلش را دواکنی
باید دو گوشواره خود را به او دهی
تا هدیه عروسی او را ادا کنی
چیزی به عمر خود ز پیمبر نخواستی
وقتش شده از او طلب یک عبا کنی
از عرش پنج تا کفن آمد برای تو
خوب است پنجمین کفنش را سوا کنی
 
رفتی و داغ تو به دلش کوه غم گذاشت
غصه شروع شد که دگر مادری نداشت
 
مادر نداشت حرف دلش را به او زند
حرف از غمی که مانده میان گلو زند
مادر نداشت در شب جشن عروسی اش
تا حرف دخترانه خود را به او زند
مادر نداشت پشت در او را صدا کند
ناچار شد به خادمه خویش رو زند
پیراهنش گرفت به مسمار و پاره شد
مادر نداشت پیرهنش را رفو زند
مادر نداشت زخم تنش را نشان دهد
با یک نفر دم از غم راز مگو زند
 
زهرا که رفت نوبت زینب دگر رسید
او میدوید و قاتل ارباب می دوید
ای خو گرفته با نفست عطر احمدی
ای پیشتر ز بعثت احمد محمّدی
 
ای بارها سلام تو را بر رسول خود
ابلاغ کرده ذات خداوند سرمدی
 
چون شمع با فروغ نبوّت گداختی
پیش از نزول وحی نبی را شناختی
 
ای بر تو لحظه لحظه سلام پیمبران
خاک در تو سجده گه خیل سروران
 
پیش از پیمبری پیمبر به روی او
چشم تو دید آنچه ندیدند دیگران
 
در قلب تو کتاب کمالش نوشته بود
سر خط مادریت به آلش نوشته بود
 
بی دامن تو خنم رسل کوثری نداشت
نخل بلند آرزوی او بری نداشت
 
حتی علی که جان عزیز محمّد است
در ملک بی حدود خدا همسری نداشت
 
ای همدم رسول خدا در نزول وحی
ای دامن تو مرکز نور بتول وحی
 
تو وصل بر رسول و زهستی جدا شدی
تو آفتاب بیت سراج الهدی شدی
 
نیزار وحی مثل علی شیر مرد داشت
ای شیر زن تو تالی شیر خدا شدی
 
دارائی تو هدیه به پروردگار شد
در جنگ اقتصاد نبی ذوالفقار شد
 
تو دیگر و زنان جهان جمله دیگرند
سادات عالمت پسرانند و دخترند
 
دارائی تو تیغ علی، خلق مصطفی
 
در پیشبرد فتح نبّوت برابرند
دامان پاک تو ثمرش یازده ولی است
 
این رتبه ات بس است یازده ولی است
این رتبه ات بس است که داماد تو علی است
 
در دور بت پرستی و تاریکی حجاز
بودت رخ نیاز به درگاه بی نیاز
 
پیش از نزول وحی الهی تو و علی
خواندید با رسول خدا در حرم نماز
 
چون تو که با رسول خدا همسری کند؟
دُرّ یتیم آمنه را مادری کند
 
ای تکیه گاه خواجه لولاک شانه ات
ای لحظه لحظه ذکر محمِّد ترانه ات
 
بر یازده ستاره توحید آسمان
روی منیر فاطمه خورشید خانه ات
 
در بیت آفتاب مه تام کیست، تو
اوّل زن مجاهد اسلام کیست، تو
 
پیغمبر خدا به تو عرض ارادتش
زهراست هم کلام تو پیش از ولادتش
 
گوئی که با تو گرم سخن بود فاطمه
حتی به لحظه های غروب شهادتش
 
با آنکه سالها زجهان چشم بسته ای
انگار دور بستر زهرا نشسته ای
 
ای ام پاک نبی، ام مؤمنین
ای مادر بزرگ امامان راستین
 
روزی که یار هر دو جهان یاوری نداشت
روزی که آن معین بشر بود بی معین
 
مردانه ایستادی و کردی حمایتش
تا ماند جاودانه چراغ هدایتش
 
ای قامتت به قائم توحید قائمه
دشمن شدند با تو دغل دوستان همه
 
از هست خویش دست کشیدی و ذات حق
بخشید گوهری به تو مانند فاطمه
 
الحق توئی توئی تو که کفو پیمبری
شایسته ای که بهر نبی کوثر آوری
 
آزرد ای فرشته حق اهرمن تو را
زخم زبان زدند به هر انجمن تو را
 
از بس که ریخت عطر قداست پیکرت
پیراهن رسول خدا شد کفن تو را
 
از بس بلند بود مقام و جلال تو
گردید سال حزن نبی ارتحال تو
 
روح مقدّست چو به پرواز می شود
درهای غم به قلب نبی باز می شود
 
در فصل خردسالی و آغاز زندگی
بی مادریِّ فاطمه آغاز می شود
 
اشک نبی برای تو ای جان پاک، ریخت
با دست خویش بر تن پاک تو خاک، ریخت
 
با رفتن تو یار محمّد زدست رفت
خورشید روزگار محمّد زدست رفت
 
شد حمله ور به گلبن دین لشکر خزان
تو رفتی و بهار محمّد زدست رفت
 
زیبد که با هزار زبان در ثنای تو
«میثم» دُرِ قصیده بریزد به پای تو
ماهی و دلگرمی خورشید از تو بوده
پشت و پناه وحی و توحید از تو بوده
 
توفیق دین بی شک و تردید از تو بوده
کمتر سخن در مدح و تمجید از تو بوده
 
بانوی با خیر و فضیلت یا خدیجه!
ای دست و بازوی نبوت یا خدیجه!
 
تو اولین بنیانگذار عشق بودی
عشقت محمد بود و یار عشق بودی
 
پروانه ای دور مدار عشق بودی
از جان و از دل پای کار عشق بودی
 
سرمایه ات را در دکان عشق دادی
عاشق شدن را تو نشان عشق دادی
 
زن بودی و "مردی" به مردان یاد دادی
بانو! به زنها دین و ایمان یاد دادی
 
عاشق شدن را به جوانان یاد دادی
انفاق کردن را به پیران یاد دادی
 
گویند شغل انبیا آموزگاریست
شأن شما هم کمتر از پیغمبران نیست
 
درظلمت شب می شدی مهتاب بانو
مادربزرگ حضرت ارباب، بانو!
 
بعد از تو عالم می شود بی تاب بانو
از داغ تو دردانه ات شد آب بانو
 
در زندگی خیلی مصیبت ها کشیدی
اما خدا را شکر ازین بدتر ندیدی
 
گرچه تحمل کرده ای آزار بسیار
اما نخوردی با سر و صورت به دیوار
 
هرگز نرفتی دست بسته سوی بازار
سیلی نخوردی از یهود مردم آزار
 
بعد از شما دختر شدن هم دردسر داشت
خواهر شدن، مادر شدن هم دردسر داشت
 
رفتی و "عام الحزن" شد هر سال بی تو
احمد شده یک بلبل بی بال بی تو
 
زهرای تو هی می رود از حال بی تو
روزی همین زهرا ... ته_ گودال... بی تو...
 
آتش به جان ها می زند با شور و شینش
عالم به هم ریزد از داغ حسینش
 
گودال و زهرا و حسین و شمر و خنجر
یک گام عقب تر چشم های خیس خواهر
 
شمشیر دارد می برد... الله اکبر
ناگاه بالا می رود از نیزه ها، سر
 
زینب کنار قتلگاه از دور می دید
از بس تنش را زیر و رو کردند پاشید
 
"سر" می رود، "تن" مانده زیر سم مرکب
با نعل های تازه "تن" شد نامرتب
 
"سر" روی نیزه، می خورد هی سنگ بر لب
بین "سر" و "تن" می دود بیچاره زینب
 
یک دست بر زانو و یک دستش به معجر
آمد کنار "تن" برای بار آخر
 
می خواهد از صورت ببوسد سر ندارد
یک جای دسالم هم که در پیکر ندارد
 
در دست هم انگشت و انگشتر ندارد
پس چاره ای غیر از رگ حنجر ندارد
 
یک بوسه صبح و بوسه ای در ظهر_ آتش
آن بوسه او را زنده کرد این بوسه کشتش!
 
سر رفته و از این بدن چیزی نمانده
بر پیکرش از پیرهن چیزی نمانده
 
بس نیزه خورده از دهن چیزی نمانده
جز بوریا بهر کفن چیزی نمانده
 
دار و ندار خیمه ها رفته به غارت
این بچه ها ماندند و یک رخت اسارت
روح القُدُس کبوتر بام خدیجه است
در بند آب و دانه ی دام خدیجه است
 
"کس را چه زور و زَهره که توصیف او کند"
جایی که جبرئیل غلام خدیجه است
 
با ذوالفقار ، ثروت او همردیف شد
این جایگاه،خاصِ مقام خدیجه است
 
روی پیمبری که سراپا ملاحت است
خورشید گرم و ماه تمام خدیجه است
 
حوّا شبیه هاجر و مریم نشسته است
آنجا که ذکر خیر ، کلام خدیجه است
 
در اکـثـر مُـتون زیـارات وارده
لبهای شیعه گرم سلام خدیجه است
 
از خود گذشت در ره دلدار،پس مگو
...ایثارمال ، رمز دوام خدیجه است
 
چون هرچه راکه داشت به پای نبی گذاشت
عالم سند شده ست و به نام خدیجه است
 
جایی که دخترش بشود کوثر کثیر
دنیا از این لحاظ به کام خدیجه است
 
بی ربط نیست گر رمضان وقت بندگی ست
این ماه ، ماه رحمت عام خدیجه است
 
حیدر فقط نه اینکه شده همسرِ بتول
داماد مصطفیٰ و امام خدیجه است
یا حضرت خدیجه سلام خدا به تو
بی انتها درود فراوان ما به تو
 
تو مادر ائمه ای ، ای مادر وجود
دلهای اهل بیت همه مبتلا به تو
 
اسلام زیر دین فداکاری شماست
کرده پیامبر همه عمرش دعا به تو
 
از این قضیه قدر تو معلوم می شود
وقتی که دل سپرده چنین مصطفی به تو
 
در لحظه های سخت در آن روزهای سخت
کرده پیامبر همه اش اتکا به تو
 
هر جا ز غصه های زمانه دلش گرفت
یا درد دل به حیدر خود گفت یا به تو
 
مدیون توست ماندن اسلام تا ابد
زنده است در دل همه این نام تا ابد
 
بغضی است در گلو که پریشان فاطمه است
اشکی است در دو دیده که لرزان فاطمه است
 
چشم از نگاه مادر خود بر نداشته
مادر یک امشبی است که مهمان فاطمه است
 
زهرا گرفته دست به دامان مادرش
عالم اگر چه دست به دامان فاطمه است
 
چشمان فاطمه شده گریان مادر و
چشمان نه فلک همه گریان فاطمه است
 
دستی که دست دختر خود را فشرده بود
بی جان ولی هنوز به دستان فاطمه است
 
پروانهء شکسته پر او محمد و
شمع فراق او دل سوزان فاطمه است
 
شمعی که ذره ذره دلش آب تر شده
لحظه به لحظه فاطمه بی تاب تر شده
 
در ماتم فراق تو بایست سر شکست
وقتی نبی ز غصهء تو بال و پر شکست
 
آیینه ها زغصه شکستند یک به یک
در آن میانه فاطمه ات بیشتر شکست
 
یک سال و داغ هجر ابوطالب و شما
در زیر این دو داغ پیمبر کمر شکست
 
با رفتن تو تازه مصیبت شروع شد
از آن به بعد فاطمه ات مستمر شکست
 
روزی رسید پشت در خانهء علی
گل بود پشت در که لگد خورد و در شکست
 
دیوار و میخ و در همه با هم یکی شدند
در آن میانه سینهء زهرا اگر شکست
 
بر قلب خانوادهء حیدر شرر زدند
وقتی که ضربه پشت سر هم به در زدند
 
حق است جان فدای شما بارها شود
وقتی که دوستدار شما مصطفی شود
 
دارو ندار خویش به پایش که ریختی
میخواستی فقط کفنت یک عبا شود
 
سهم از عبای یار به هر کس نمی رسد
این افتخار بلکه نصیب شما شود
 
ای با کفن که شد کفنت افتخار تو
دلها غمین بی کفن کربلا شود
 
ای وای اگر سری شود از پیکری جدا
ای وای اگر کسی کفنش بوریا شود
 
ای وای اگر تنی شود عریان به روی خاک
ای وای اگر سری به روی نیزه ها شود
 
مجلس همیشه مجلس دلبند فاطمه است
پایان روضه روضهء فرزند فاطمه است
والا مقام ! ای مادر زهرا خدیجه
مادربزرگ زینب کبری خدیجه
 
خرج خدا شد ثروتت یکجا خدیجه
کوری چشم شور بعضی‌ها خدیجه ...
 
.. انگشتر عشق پیمبر را نگینی
الحق و الانصاف اُمّ المؤمنینی
 
هم گوهر نابی و هم گوهرشناسی
ای تاجر خوش ذوق ! پبغمبرشناسی
 
تنها نه در مکّه ، در عالم سرشناسی
از بیعتت پیداست که حیدر شناسی
 
عطر علی دارد سراپای وجودت
بانو! مِی ‌کوثر گوارای وجودت
 
بوی نبوّت را که استشمام کردی
بهر رواج دین حق اقدام کردی
 
اسلام را با همتت اسلام کردی
کفّار را با ثروتت ناکام کردی
 
بوده اساس دین و آیین پیمبر
اخلاق او ، اموال تو ، شمشیر حیدر
 
عیسی غلام همسرت تا روز محشر
مریم کنیز دخترت تا روز محشر
 
عصمت نخی از معجرت تا روز محشر
باقی ست نسل کوثرت تا روز محشر
 
مِهرت برای آسمان‌ها و زمین بس
داماد تو حیدر شده ، فخرت همین بس
 
ای طاهره ! بانوی باتقوای مکّه
سنگ صبور و حامی آقای مکّه
 
بی اعتنا به طعنه ی زن‌های مکّه
ای کاش نیشابور بودی جای مکّه
 
شعب ابی طالب تو را از پا نینداخت
آزار اهل شرک از تو « شیرزن » ساخت
 
بانو سلامت می‌کنم از دور و نزدیک
پیش حبیب خود در این شب‌های تاریک
 
راحت برو راحت بیا " اُمّ الصعالیک "
مکّه ندارد کوچه‌های تنگ و باریک
 
مکّه مدینه نیست آتش پا بگیرد
میخی درون سینه ی تو جا بگیرد
 
رفتی ندیدی رکن حیدر را شکستند
الواط های بی حیا در را شکستند
 
نامردها ، پهلوی کوثر را شکستند
قلب پر از مِهر پیمبر را شکستند
 
رفتی ندیدی باغ تو بی یاسمن شد
ای باکفن ! آخر حسینت بی کفن شد
راحت بخواب مادرِ زهرا کفن که هست
شمعی اگر که نیست ولی اشکِ من که هست
 
قسمت نشد عروسیِ زهرا برای تو
حالا پس از تو قسمتِ ما سوختن که هست
 
لالایی تو نیست بجایش یتیم وار
تا صبح آهِ دخترکی دلشکن که هست
 
گیرم کسی کنار مزارت نایستد
حداقل برای من اینجا وطن که هست
 
بعد از من و تو غربتِ این خانه دیدنی است
از این به بعد روضه‌ی این پنج تن که هست
 
خیلی برای فاطمه دلشوره داشتی
راحت بخواب بعدِ تو با او حسن که هست
 
یک روز می‌رسد که ببینیم کربلا
بالای نیزه یک سرِ دور از بدن که هست
 
هرکس که آمده است به دنبال غارت است
دل‌خوش مکن به اینکه تنش پیرهن که هست
 
چیزی نمانده است برای سوارها
چیزی نمانده است ولی تاختن که هست
 
می‌خواست ساربان برود دست پُر ، حسین
با دست اشاره کرد عقیق یمن که هست
 
دیگر رُباب هم پی طفلش نمی‌دود
تا بِین راه حرمله ی بد دهن که هست….
ای بر نبی الله دل آرام خدیجه
ضرب المثل جودی و اکرام خدیجه
با حیدر کرار تو هم گام خدیجه
دین با تو رسیده به سرانجام خدیجه
 
در امت خویشی تو چه گمنام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
قربان تو و حجت و حیا و ادب تو
طی گشت به اخلاص و وفا ، روز و شب تو
یاری ِ نبی بود همه تاب و تب تو
آن فتنه گر ِ در پی ِ غصب لقب تو
 
والله بُوَد در طمع خام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
خوب است تو رفتی و ندیدی که چه ها شد
مثل تو چه مظلوم ، علی شیر خدا شد
حق نمکت خوب در آن کوچه ادا شد
سرو ِ قد ِ زهرای جوان تو دو تا شد
 
شد روز خوش فاطمه ات شام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
یک خانه و یک کوچه و یک شهر ، مصیبت
آمد سر زهرات چه ها بر سر بیعت
وای از لگد و آتش و سیلی و جسارت
ای وای که قنفذ چه قَدَر کرد اهانت
 
بر فاطمه ات در ملا عام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
اولاد تو هستند همه اهل کرامت
شد عرش خداوند ازین هدیه قیامت
آری کفنش را به تو بخشید حسینت
پوشید ز خون جامه ، در آن حج شهادت
 
جای کفن و جامه ی احرام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
گشته است عیان روی تو در طلعت زینب
رفته به تو بانو چه قَدَر غربت زینب
ای وای چه غم ها که شده قسمت زینب
کردند چهل روز چه با حضرت زینب
 
وای از حرم و سنگ سر بام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
گرفته بود هوای دل پریشانش
نشسته بود غبار اجل به دامانش
 
صبور بود و شکایت ز روزگار نکرد
ولی هزار محن بود بین چشمانش
 
کنار بستر او فاطمه به سر میزد
خدیجه بود و تب و گریه های پنهانش
 
چقدر پیر شده بانوی رسول الله
زنی که بود زمین و زمان بفرمانش
 
قرار شد کفن مصطفی تنش باشد
شکست پشت رسول خدا ز هجرانش
 
کفن شد و بدنش خاک شد خداراشکر
حسین بود غم سینه سوز پایانش
 
گذشت دور فلک، عصر روز عاشورا
درآن میانه حسین بود و جسم عریانش
 
حسین بود و سنان بود و نیزه ای بی رحم
کشید پنجه روی گیسوی پریشانش
 
هوا ز جور مخالف چون قیرگون گردید
کسی برید سرش را میان طوفانش
 
هزاربار صدا زد که تشنه آبم
بغیر چکمه نیامد به کام عطشانش
 
همانکه برد سر شاه را روی نیزه
کشیده زد به رخ خواهر هراسانش
از همان آغاز،‌ چشم آسمان‌ها و زمین
تا ابد دیگر نمی‌بیند زنی را این‌چنین
بهترین‌های دوعالم در پی پیغمبرند
شد خدیجه در میان بهترین‌ها بهترین
در همان عصری که اهل‌شهر با شک کافرند
او به آیین محمد رومی‌آرد با یقین
هم‌ردیف هاجر و آسیه و مریم شده‌ست
هر زنی از توشه‌ی اخلاق‌او شد خوشه‌چین
گوهری مانند او شد زینت بیت‌ُالنَّبی
غبطه‌ی این‌خانه‌را خورده اگر عرش برین
تکیه‌گاهش شد خدیجه، ذوالفقارش شد علی
سرنخواهد داد پیغمبر دم: «هَل مِن مُعین»
میوه‌ی خوب از درخت خوب حاصل می‌شود
پس فقط دامان پاک اوست زهراآفرین
«چون لباس کعبه بر اندام بت زیبنده نیست»
غیر او بر دیگران عنوان؛ «اُم‌ُالمُومِنین»
 
از تمام خواستگارانت اگر رد می‌شوی
دلخوشی که عاقبت سهم محمد می‌شوی
 
پس خدا بخشید در عالم پیمبر را به تو
بهترین بودی و بخشید از تو بهتر را به تو
شد همه دارایی تو خرج راه دین حق
در عوض داده خدا چندین برابر را به تو
دخترت زهرای مرضیه‌ست، دامادت علی‌ست
لایقش بودی که داده این دو گوهر را به تو
تو همان سرچشمه‌ی خیر کثیر عالمی
داد ازاین‌رو چشمه‌ی جوشان کوثر را به تو
تا ابد ذریّه‌ی سادات از نسل تواند
چون عطا کرده خدایت قوم برتر را به تو
از ارادت‌مند‌های توست جبریل امین
می‌رساند تا سلام حیّ داور را به تو
از همه سبقت گرفتی در صراط مستقیم
هدیه داده ربِّ اعلی اوج باور را به تو
در قیامت چون‌که کار خلق دست فاطمه‌ست
می‌سپارد اختیار روز محشر را به تو
 
شک ندارم در قیامت هم قیامت می‌کنی
دوستان اهل‌بیتت را شفاعت می‌کنی
 
شد خدیجه مادر اسلام و دختر فاطمه
جان زهرا شد نبی، جان پیمبر فاطمه
نام زهرا می‌درخشد در میان اهل‌بیت
سیزده معصوم ما دُرّند، گوهر فاطمه
چون کلام حق که با «هُم فاطِمَه» آغاز شد
در میان پنج‌تن هم بوده محور فاطمه
در بهای آفرینش از نبی و از علی
با «حدیث قدسی لولاک» شد سر فاطمه
هردو یک‌روح‌اند اما در دوتن، با این‌حساب
فاطمه شد حیدر کرّار و حیدر فاطمه
سیب در معراج با دست پیمبر شد دونیم
نیم آن با مرتضی و نیم دیگر فاطمه
مرتضی با ذوالفقار انگار جولان می‌دهد
خطبه‌خوانی می‌کند تا روی منبر فاطمه
هرکه در راه خدیجه یک‌قدم برداشته‌ست
پاسخش را می‌دهد چندین برابر فاطمه
 
مادر زهرا شدن کار کسی غیر از تو نیست
خیر، معنایی ندارد هرکجا خیر از تو نیست
 
شان تو یک‌روز در عالم هویدا می‌شود
آن زمان که دخترت ام‌ابیها می‌شود
در جهان جاهلی‌ها زندگانی رسول
با حضور گرم تو بسیار زیبا می‌شود
شمّه‌ای از شان تو این است که در نشر دین
ثروت تو هم‌ردیف تیغ مولا می‌شود
مریم عذرا اگر آورده دنیا یک‌مسیح
هرکدام از خاندانت یک مسیحا می‌شود
با تو حتی می‌شود شعب ابی‌طالب بهشت
بی‌تو عام‌الحزن ما، هر سال دنیا می‌شود
دوست‌داران تو جزء برترین زن‌ها شدند
هرکه با تو دشمنی دارد «حمیرا» می‌شود
ای پناه و تکیه‌گاه خستگی‌های نبی
می‌روی و دخترت بعد از تو تنها می‌شود
بی‌کفن بودن فقط سهم حسین فاطمه‌ست
پس کفن سهمیه‌ات از عرش‌اعلی می‌شود
 
سهم زهرا از جهان بعد از تو تنها آه شد
عمر یاس پرپرت بی‌باغبان کوتاه شد…
همیشه با امینِ خود ، امینی راستین بوده ست
خدیجه بهترین بانویِ ختم المُرسلین بوده ست
 
تمامِ ثروت اش را نذرِ چشمانِ محمّد کرد
گلی که تشنه این چشمه ی شورآفرین بوده ست
 
بپرس از حمزه و عمّار و یاسر خوب می دانند
خدیجه بانیِ اسلام در این سرزمـین بوده ست
 
فقـط او حافظِ شـأنِ امیرالمومنیـن باشد
فقـط او لایـقِ عنوانِ امّ المومِنیـن بوده ست
 
روایت می کند لبخـندهایـش نـصِّ قــرآن را
و در تفسیر کوثر اشک هایش دلنشین بوده ست
 
خـدیجه گوهـری دارد ، پیمـبر مادری دارد
علی هم یاوری دارد مگر بهتر از این بوده ست ؟
 
چه شوقی بهتـر از این که علی دامادِ او باشد
که تنها آرزویـش روزهایِ واپسین بوده ست
 
خدیجه رفت امّا پاسـخِ یک شهر سیلی شد
به باورهایِ مردی که خودش یعسوبِ دین بوده ست
 
غزل بینِ در و دیوار پرپر شد ردیف اش سوخت
همیشه آخرِ این روضـه باید نقطه چــین باشد …
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی حامد محمدی محمد جبرئیلی گروه قتیل العبرات فاطمه عارف نژاد
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری

حضرت خدیجه